السيد الطباطبائي

33

مجموعه رسائل ( فارسى )

أحد من الخلائق أمره بكماله حتّى يحُدَّه ، لأنّه من حدَّ شيئاً فهو أكبر منه ، و الحمد للّه على التّوفيق و الإنكار هو الكفر . « 1 » اين سخن حضرت عليه السلام كه فرمود : « لا يحتمل ؛ تحمل نمىكند و بر نمىدارد » ، تا آن‌جا كه فرمود : « حتى يحدّه ؛ به كمال و غايت آن نمىرسد » ، با آنچه كه در صدر روايت در خصوص نفى حمل حديث ايشان گفته شد ، روى هم دلالت مىكند بر اين‌كه حديث ايشان عليه السلام امرى ذومراتب است كه حمل كردن برخى از مراتب آن به طريق تحديد امكان‌پذير است . شاهد اين مطلب ، تعبيرى است كه در حديث قبلى - كه ابى صامت از حضرت روايت كرده ، آمده است - كه حضرت فرمودند : من حديثنا ، يعنى از حديث ما ، كه در اين صورت ، مورد اين روايت با روايت نخستين ، كه فرمودند : « لا يحتمله إلّا . . . » تا آخر روايت ، مورد واحدى خواهد بود . و هر دو نشان مىدهند كه حديث ايشان ، امرى مشكّك و داراى درجات و مراتب است ، و نيز سخن فوق حضرت ، همچون تعميمى براى حديث نبوى سابق كه فرمودند : « إنّا معاشر الأنبياء نكلّم النّاس على قدر عقُولِهِم » « 2 » خواهد بود . و تحديد و شناخت هر يك از خلايق نسبت به حديث ايشان عليه السلام به لحاظ ظرف شناخت كه همان ذات آنان باشد ، محدد است ، پس آنچه كه به وسيلهء اين ظرف

--> ( 1 ) . حديث ما توسن سركش و رام نشدنى و تيزرو و برهنه و بىلجام است ، هيچ كس ياراى حمل آن را ندارد نه فرشتهء مقرب و نه پيامبر مرسل و نه بنده‌اى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده است . اما سركش است چون هيچ‌كس تاكنون بر او سوار نگشته است و اما رام نشدنى و تسليم‌ناپذير است ، زيرا هنگامى كه روايت مىشود از آن مىگريزند ، و اما تيزرو و تندگام است ، چون مايهء تيزهوشى و هوشيارى مؤمنان است و اما برهنه و بى لجام است يعنى هيچ چيز و هيچ كس نمىتواند از پيش رو يا پشت بر او بنشيند ، و اين همان سخن خداوند است كه فرمود : خداوند بهترين حديث را فرود آورد . پس بهترين حديث ، حديث ماست كه هيچ يك از آفريدگان نمىتواند به تمام و كمال و به كنه آن پى ببرد ، زيرا هر كس به كمال و كنه چيزى برسد خود از آن بزرگ‌تر است . و خدا را بر توفيقش سپاس ، و انكار كردن ، كفر است ( 2 ) . كه پيش‌تر ترجمه آن گذشت